فرهنگ، شعر و ادب > جملات قصار از بزرگان > گفته های دکتر علی شریعتی
مي 25, 2013
دکتر علی شریعتی

آدمهاي كه هيچ وقت احتياج به تنهايي ندارند ، معمولاً آدمهاي كم مايه ايي هستند .


اگر بخواهند از پيغمبر اسلام مجسمه ايي بريزند ، بايد در يك دستش كتاب باشد و در دست ديگرش شمشير .


خدا براي تنهايي اش آدم را آفريد .


ايمان زاييده اي ايدوئولوژي ارزش دارد ، نه ايمان ارثي يا تقليدي .


عشق مي تواند جانشين همه نداشتن ها شود .


چه رنجي است لذتها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزار دهنده اي است تنها خوش بخت بودن .


وقتي كه بود نمي ديدم . وقتي مي خواند ، نمي شنيدم... وقتي ديدم كه نبود... وقتي شنيدم كه نخواند ... !


تنها دو جا است كه هركسي خودش است، بستر مرگ و سلول زندان .


هيچ گاه تنهايي و كتاب و قلم ، اين سه روح و سه زندگي و سه دنياي مرا كسي از من نخواهد گرفت ... ديگر چه ميخواهم ؟ آزادي چهارمين بود كه به آن نرسيدم و آن را از من گرفتند .


هر كس به ميزاني كه به تنهايي نياز دارد ، عظمت دارد و بي نياز تر است .


من تنهايي را از آزادي بيش تر دوست دارم .


بد دردي است در انبوه خلق ، تنها بودن و در وطن خويش ، رنج غربت كشيدن.


وقتي يك روح از سطح زمان خويش بيش تر اوج ميگيرد و از ظرف تحمل مردم زمان ، بيشتر رشد مي كند ، تنها ميشود.


من از ميان همه ي نعمت هاي اين جهان، آن چه را برگزيده ام و دوست ميدارم، تنهاي است.


آدم ها همچون كوه ها همگي با همند و تنهايند .


در تمام عمرم جز تنهاي و تفكر و غم و عشق ، سرگرمي اي نداشته ام .


اگر تنها ترين تنها شوم، باز خدا هست . او جانشين همه ي نداشتن هاست .


من از سقف و نظم و تكرار گريزانم و سعادت خانوادگي تنها بر اين سه پايه استوار است!!


تو هرچه مي خواهي باشي باش ، اما ... آدم باش !!!


چقدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدن ها است كه به اين مردم ، آسايش و خوش بختي بخشيده است !!!


دنيا به اندازه اي كه مرا براي هميشه پر كند، ندارد .


مقلدها هميشه از اصلشان بيش تر افراط ميكنند.


هر كس مظلوم است ، خودش ظالم را ياري كرده است .


همه بشرند ، اما بعضي ها انسان اند.


هميشه از آن جاهايي كه غالباً هيچ كس انتظار بعثت يك روح، يك استعداد و يك نبوغ را ندارد، كسي مي آمده و كاري ميكرده و مسير تاريخ را تغيير مي داده .


در مملكتي كه فقط دولت حق حرف زدن دارد، هيچ حرفي را باور نكنيد .


سرنوشت كار خودش را مي كند و ما ابزار نا آگاه اوييم .


آنجا كه سخن از حقيقت است ، بحث از واقعيت بي جاست .


دلهره زنده ماندن ، زندگي را از ياد ميبرد .


هر كس آن چنان كه در بيداري است ، خواب مي بيند .


اگر پياده هم شده سفر كن ، در ماندن مي پوسي.


مگر نمي داني بزرگ ترين دشمن آدمي فهم اوست؟ تا مي تواني خر باش تا خوش باشي.


امروز گرسنگي فكر ، از گرسنگي نان فاجعه انگيزتر است .


پيش از آنكه بينديشي تا چه بگويي؟ بينديش كه چه ميگويم؟


براي خوشبخت بودن ، به هيچ چيز نياز نيست جز به نفهميدن !


آدم وقتي فقير مي شه ، خوبي هاش هم حقير مي شه .


آنها كه مي دانند چگونه بايد مرد، مي دانستند كه چگونه بايد زيست ؟


همه بدبختي هاي ما ناشي از اين است كه نسل كهنه ي ما به تحجر مبتلا است و نسل جديد به هيچ و پوچ .


هر گز از ظلم نناليده ام و از خصم نهراسيده ام و از شكست نوميد نشده ام ، اما از اين كلمه شوم "مصلحت" ، دلم را سخت به درد آورده بود .


هيچ كس دنيا را آن چنان كه هست نمي بيند، بلكه هر كس دنيا را آن چنان كه خودش هست مي بيند.

خانه  |  اطلاعات عمومی  |  ايميل هاي من
Copyright 2005-2008 by omid